نگاهی به فواید، محدودیت ها و آسیب های بالقوه در تئاتر درمان

نوشته: Rob Pramann, Ph.D., TEP Shepherd\'s Staff Training in Psychodrama

مترجم: مهرنوش نصوری

 

اولین بار در آپریل 1921 جی .ال مورنو1 (1974_1989) از مقوله ای به نام تئاتردرمانی نام برد. گرچه تئاتردرمانی دومین موضوع مورد علاقه او بود، اما تحقیق و کار بر این مقوله را تا آخر عمر ادامه داد. خلاقیت و مسئولیت درکارهای او مرکزیت داشت، اما هیچگاه روش های خود را به طور دقیق نمی نوشت و معمولا خاطرات و شعرهای خود را نیز به تحقیقاتش اضافه می کرد. "او مردی سرزنده بود و از بحث کردن نمی ترسید"(بلاتنر2 1988). نویسنده ای پرکار و متفکری تاثیرگذار بود. مورنو حدود 300 مقاله، کتاب و فصل دارد. اریک برنه3 (1970،ص 167) در کتابی با عنوان مروری دقیق بر گشتالت درمانی4 آورده است که فریتز پرل و دیگر روان درمان های فعال آن دوره به دلیل تحقیقات او بر سر دوراهی مانده بودند." بلاتنر این دوراهی را مشکل مورنو می نامید: در حقیقت تمامی تکنیک های رایج و مشهور را اولین بار مورنو در تئاتر درمانی مورد آزمایش قرار داده است، بنابراین بسیار مشکل بود که در این خصوص ایده اصلی را ارائه داد. " کسانی که درباره زندگی مورنو کتاب نوشته اند و همچنین خود مورنو می دانستند که هم او و هم روش هایش بحث برانگیزند. هر اند هر5 (1996 ص 87) نوشته است: در زمان زندگی مورنو بعضی مواقع بسیار دشوار بود که بتوان بین روش مخترع آن و روشی که مورنو اختراع کرده بود تفاوتی قائل شد. "اما خود مورنو نوشته است: هیچ بحثی درباره ایده های من وجود ندارد. آن ها در جهان پذیرفته شده اند، اما خود من بحث برانگیزم." در این مقاله، سعی کرده ام فواید، محدودیت ها و آسیب های بالقوه تئاتر درمانی را مورد بررسی قرار داده و توضیح دهم که چگونه به عنوان دانشجوی تئاتر درمانی(مربی و پزشک) بر پایه دانسته ها و تجارب شخصی به این موارد رسیده ام. من در این مقاله برای کسانی که به این موضوع علاقه دارند از تحقیقات دیگران نیز استفاده کرده ام. اگرچه مطالب بسیاری در مورد این تفکر پیدا کرده ام که مورد علاقه افراد زیادی است، اما برای من ارضا کننده و جالب نبودند. هر اند هر (1996 ص 104) نوشته است چالش برای درک نوشته های مورنو اشاره به این موضوع دارد که "ارتباط بین ایده ها صریح نیستند و به فرهنگ، همدلی، بینش و حس ششم خواننده متن برای پیدا کردن ارتباط بین آن ها بستگی دارد." فواید تئاتر درمانی و مطالعه روی آن فواید زیادی دارد که تعدادی از آن ها را بر اساس قانع کننده بودن و نه بر اساس ضرورت، پیدا کرده ام و در اینجا به آن ها اشاره می کنم: 1. تئاتر درمانی استفاده گسترده ای دارد. در واقع مورنو روشش را به عنوان روشی درمانی تصور نکرده بود و گفته بود روند درمانی نمی تواند کمتر از انسان ها اهمیت داشته باشد. همچنین در 1953 در ادامه کار بلاتنر در 1996 گفته است "من همیشه سعی کرده ام نشان دهم روش من مهم تر از روش های درمانی بوده است _ ایده های من بر این تاکید دارد که خلاقیت و تمایل فرد روی پیشرفت جسمی و روحی تاثیر دارد و بر همه جنبه های زندگی تاثیر می گذارد و همچنین من همیشه دوست داشتم که مردم به همان اندازه که به بیماری توجه دارند به مراحل سلامت نیز توجه کنند و از اینکه دکتر بلاتنر از همه کارهای مربوط به تئاتر درمانی در خانه، مدرسه و تجارت یادداشت برداری کرده است خوشحال ام. 2. تئاتر درمانی می تواند با بسیاری از روش های روان درمانی هماهنگ باشد. بلاتنر در 1988 هماهنگی تئاتر درمانی را با روان کاوی، رفتاردرمانی، گشتالت درمانی، هنر درمانی، بازی درمانی، بدن درمانی، تخیل درمانی، هیپنوتیزم درمانی، خانواده درمانی، گروه درمانی و دیگر روش های درمانی بررسی کرده است. 3. تئاتر درمانی می تواند در بسیاری از کانون ها و مجامع درمانی مورد استفاده قرار بگیرد. این مجامع می توانند از بزرگسالان، کودکان، افراد مسن، زوج ها، خانواده ها، گروه درمانی، گروه های تجاری، مراکز مذهبی، سلامت ذهن، معتادان و .... تشکیل شده باشند. (بلاتنر 1988ص 133_143، هولمز و کارپ 1991، کلرمن و هاگینز 2000) 4. از این روش می توان تنها در یک جلسه استفاده کرد. 5. تئاتر درمانی می تواند برای تکمیل درمان فردی و یا انواع دیگر درمان ها به کار رود. این روش می تواند به بیمار برای گذشتن از مشکلاتش کمک کند و یا بیمارانی را که آمادگی لازم برای ادامه دادن به درمان را ندارند متقاعد کند که وضعیت سختی در انتظارشان است. 6. اگرچه نقش بازی کردن ظاهر تئاتر درمانی است، اما به عنوان یک روش مداخله گر استفاده نمی شود. نقش بازی کردن در تئاتردرمانی، فرد را برای مواجهه با دوستان، افراد خانواده و یا همکاران آماده می کند. 7. در تئاتر درمانی نقش بازی کردن، مهارت های همدلی را آموزش می دهد. تغییر نقش در تئاتر درمانی را مورنو ایجاد کرد که اساس روش او است. در تئاتر درمانی شخص شرکت کننده خودش را جای افراد دیگر می گذارد و همه چیز را از دید آن ها تجربه می کند. بنابراین تئاتر درمانی چیزهای زیادی برای پیشرفت سلامت روحی به صورت حرفه ای دارد. 8. تئاتر درمانی روشی قدرتمند و موثر در ارتباطات است. مورنو در 1972 نوشته است: "از تئاتردرمانی می توان به عنوان علمی نام برد که حقیقت را از طریق نمایش بیان می کند. " اگر یک تصویر بتواند ارزش هزاران کلمه را داشته باشد پس چرا نمی توان از آن استفاده نکرد؟ این روش افراد و گروه ها را در سطح های مختلف ازطریق راه هایی نظیر بینایی، شنوایی، ذهنی، حسی عاطفی و .... به هم متصل می کند. این روش می تواند برای افرادی با مشکل ایجاد ارتباط، نظیر کودکان و بزرگسالان، کمک با ارزشی باشد. از منظر درمانی من به این نتیجه رسیده ام که معمولا کلمات و تصاویر یک چیز را بیان می کنند، اما زمانی که مطلب توصیف شده را اجرا می کنیم چیز دیگری نمایان می شود که تا آن لحظه پنهان بوده و به همین ترتیب چیزی که یک فرد متوجه می شود زمانی روشن تر می شود که با نمایش نشان داده شود و نه فقط بیان شود. 9. تئاتر درمانی می تواند مسائل مختلفی را که شامل اتفاقاتی در گذشته، حال و آینده اند و یا آن دسته از درگیری های درونی و یا بیرونی را در بر گیرد. این روش، که مورنو آن را "واقعیت اضافی" نامیده است، به اینکه شخص چه کاری می تواند انجام دهد، یا باید انجام دهد و یا می خواهد انجام داد بستگی دارد و می تواند در درک واقعیت در فردی که توان خداحافظی با از دست رفته عزیز خود را ندارد کمک کند. محدودیت ها

در تئاتر درمانی شخص شرکت کننده خودش را جای افراد دیگر می گذارد و همه چیز را از دید آن ها تجربه می کند. بنابراین تئاتر درمانی چیزهای زیادی برای پیشرفت سلامت روحی به صورت حرفه ای دارد. تعداد زیادی از نویسندگان نقدهای وارد شده بر مورنو ، روش تئاتردرمانی او و تعداد دیگری از هم نسلان او را (بلاتنر1968 و هر اند هر 1996) مورد بررسی قرار داده اند. دومین کتاب مورنو (1959) در مورد تئاتردرمانی از شش سخنرانی تشکیل شده است که او برای تعدادی از چهره های پیشرو در روانپزشکی و روان درمانی بازنویسی کرده و فرستاده است و همچنین پاسخ آن ها را برای آن دسته از خواننده هایی که به این موضوع علاقه دارند، بارنویسی کرده است. همانطور که قبلا اشاره کرده ام ترجیح می دهم آن دسته از مطالبی را که قانع کننده ترند و به این مقاله نزدیک ترند بیان کنم. 1. کارگردانی در تئاتردرمانی متشکل از فنونی پیچیده و مرتبط از مهارت هاست. مورنو (1959ص83) از این فنون به عنوان تولید کننده، مشاور و تحلیلگر نام برده است. کلرمن(1992ص46) نیز آن ها را تحلیلگر، تهیه کننده، روان درمانگر و رهبر گروه می دانست. این فنون به صورت آشکار بر صحنه اجرا می شوند. تا زمانی که این مهارت ها به صورت عملی آموزش داده شوند و از تمرین ها و روش های کاملا مرتبط استفاده شود، بسیار ضروری است که مربی محیطی آرام را به وجود آورد که مانع ایجاد مشکلات شود. من کاملا آگاهم که به عنوان مربی این روش، به وجود آوردن چنین محیطی وظیفه من است و شامل استفاده از مهارت هایی است که کارگردان در نقش مربی به آن نیاز دارد. 2. تنها نکته ای که فکر می کنم متخصصان باید به آن توجه کنند استفاده از این روش در تئاتر درمانی های فردی است، یعنی وقتی که کارگردان نقش بی طرفانه کارگردانی را، زمانی که جابه جایی نقش ها امکان پذیر نیست، به شخص آسیب پذیر می دهد. آسیب های بالقوه1. تئاتر درمانی تنها به صورت تجربی آموزش داده شده است. آموزش شامل تعدادی از تئاتر درمانی هایی است که در آن شرکت کننده نقش هایی نظیر شخصیت اصلی، کارگردان و شخصیت های تماشاگر را تجربه می کند. در هر جلسه اتفاقات قبلی به منظور مشخص کردن و همچنین بحث کردن روی قسمت های تکنیکی تکرار می شود و ممکن است برای آماده کردن فرد برای ایفای نقش های مختلف تمرین هایی نیاز باشد. این مسئله تفاوت بین آموزش و تئاتردرمانی را نشان می دهد و همچنین راهی برای جلوگیری از تبدیل جلسات تمرین به جلسات تئاتردرمانی را بازگو می کند. این یکی از بحث انگیزترین موارد بین جامعه تئاتر درمان هاست. من در مقاله ای راه های مختلفی برای ممانعت از تبدیل جلسات تمرین به جلسات تئاتردرمانی را بازگو کرده ام که این موارد به دلیل ارزش آموزش عبارت اند از: موافقت با روش، توجه به این موضوع که هدف آموزش است و نه تئاتردرمانی و راهنمایی شرکت کننده در انتخاب مواردی برای جلسات. به علاوه کارگردان و مربی باید آگاهی داشته باشند که نباید شخصیت اصلی را از بین حساس ترین افراد انتخاب کرد. تا حدودی آموزش در تئاتردرمانی، اصولی درمانی دارد و می تواند برون ریزی غیر مترقبه ای را به دنبال داشته باشد. در جلسه ای افراد شرکت کننده به این موضوع اشاره کردند که چگونه یک جلسه آموزشی ساده باعث یک برون ریزی عمیق در آن ها شده بود. بنابراین در اینجا نقش من به عنوان یک مربی و کارگردان ایجاد امنیت و آمادگی برای ممانعت از بروز اتفاقات ناگهانی است. 2. محرمانه بودن کارها در آموزش گروه به همان اندازه اهمیت دارد که محرمانه بودن کارها در گروه درمانی و شرکت کنندگان باید با محرمانه بودن کار به عنوان یک شرط موافقت کنند. با این شرط آن ها تشویق می شوند که روابط کاری و مدرسه ای خود را با دیگر شرکت کنندگان تقسیم کنند. علاوه بر این اعضای گروه باید آگاه باشند که بر اساس اصول اخلاقی و قانون، همانطور که درمانگر اجازه افشای موارد کار شده با آن ها را ندارد، آن ها نیز از این امر مستثنا نیستند. 3. فشار گروه می تواند این احساس را در شرکت کنندگان به وجود آورد که آن ها برای شرکت در فعالیت ها مجبورند. بخشی از رضایت و قرارداد من با گروه، به عنوان روان درمانگر، این است که هر کسی حق نه گفتن به کارهای گروهی را داشته باشد. این موضوع به عنوان مقدمه ای برای آغاز آموزش اهمیت دارد و علاوه بر این، اهمیت موضوع باید برای همه شرکت کنندگان روشن شود. 4. به طور معمول تماس فیزیکی بین شرکت کنندگان در طی جلسات تئاتردرمانی به وجود می آید و این عمل ممکن است برای برخی از افراد تجاوز محسوب شود، بنابراین هر گونه برخورد فیزیکی باید با رضایت شرکت کننده باشد و همه اعضای گروه باید آن را رعایت کنند تا از به وجود آمدن هرگونه مشکلی جلوگیری شود. مربی و کارگردان برای به وجود آوردن فضایی خوب برای همه موظف است و باید بداند که راه های زیادی برای جلوگیری از به وجود آمدن فضاهای ناامن برای همه وجود دارد که باید آموزش داده شوند. 5. اگرچه این موارد به ندرت به وجود می آید، اما باید دانست که برخی از مشکلات روانی در این جلسات نمود پیدا می کنند و اقداماتی احتیاطی برای تمرکز جلسه روی آموزش و تئاتردرمانی مشخص شده اند که می تواند در این موارد کارساز باشند. در اواسط دهه 70، به دلیل فعالیت عده ای با آگاهی کم به عنوان تئاتردرمانگر و یا مشاور تئاتردرمانی این روش جایگاه خود را ازدست داد، بنابراین نیاز است از آن عده که دانش و مسئولیت بالایی در این روش دارند حمایت شود. در 1975 هیئتی آمریکایی از تئاتردرمانی گروهی، جامعه شناسی و روان درمانگر به وجود آمد که اهداف آن ها عبارت بود از: 1. به وجود آوردن سطحی بین المللی با استاندارهای بالا در زمینه روان درمانی، تئاتردرمانی گروهی و جامعه شناسی. 2. به وجود آوردن تعدادی متخصص بر پایه استانداردهای تعیین شده. در روش آموزشی من دانش آموزان یاد می گیرند که بر اساس مهارت های خود تمرین کنند. آن ها در این روش با استانداردهای آموزشی برای تمرین تئاتردرمانی گروهی و روان درمانی که از سوی سازمان های مختلف و پیشرفته ایجاد شده است آشنا می شوند.

توضیح: 1. J.L. Moreno 2. Blatner 3. Eric Berne 4.گشتالت درمانی، شکلی از درمان است که بر اصول روان شناسی ادراک و پدیده شناسی استوار است. بنابراین، گشتالت¬درمانی بر دنیای نمودی فرد و بر افکار و احساسات او، آن طور که در زمان و مکان بلافصل او تجربه می¬شوند، تمرکز دارد و به تاریخچه توجهی ندارد. از اینرو، در این شیوه درمانی به مسائلی نظیر اینکه فرد چگونه بدان حالت درآمده است یا دلیل انجام کارهایش چه بوده است و یا فردا چه خواهد کرد و چه پیش خواهد آمد، توجهی نمی شود و مشکلات آگاهی و کل نفس در ارتباط خلاق با محیط مورد تاکید است 5. Hare and Hare

/ 0 نظر / 17 بازدید